شیرین کاریهای جدید
سلام عزیزدل مامانی
الان که دارم از تو و اسه ی آینده ی تو می نویسم 2 روزه کار جدید یاد گرفتی. چهار دست و پا میری عزیز دلم. پریشب خونه آقا جون اینا 2 بار طول قالی 12 متر رو رفتی اومدی. اونم با چه ترفندی.
شیرینی . . .
![]()

به عشق شیرینی این مسیر طولانی رو دو بار رفتی و اومدی و ما رو کلی خوشحال کردی. اما هنوز اصرارت واسه ایستادن و راه رفتنت سر جای خودش هست.
و همچنان بابایی بیچاره باید سه لا بشه واسه آقا سپهر که آقا تاتی تاتی کنه.کاش زودتر راه بیفتی که بابایی هم این کمردردش خوبه بشه مامانی.
گفته بودم بهت تا الات 4 تا دندون درآوردی؟
و به نظر میرسه که داری دندون پنجمت رو هم در میاری مبارکت باشه عزیزم.
عاشق حموم و آب بازی هستی. وقتی تاتی تاتی میری، ما رو به سمت حمام میکشونی یعنی حمام . حتی با ایکه تازه از حمام دراومدی.
ساعت و لامپ و کولر و پنکه رو یاد گرفتی که چی هستن.
اسم اینا رو که میاریم سریع برمیگردی و نگاهشون میکنی و یه لبخند خیلی ملیح دوباره صورت ماهت رو طرف ما میکنی.
الهی قربونت بشم.
کاش زودتر یاد بگیری صحبت کنی که دیگه اینقد جیغ نزنی.
کاش زودتر خوابت تنظیم بشه که دیگه مجبور نباشیم تا ساعت 3 یا 4 صبح بیدار بشینیم تا الان قیافمون عین میت نباشه.
گردشهای شبانه بعد از ساعت 1 شب که هنور به قوت خودش باقیه و هرشب با بابایی میرید تا سوپری سر خیابون و بر میگردید.
گل مامان زودتر بزرگ شو که کارهای خونه رو به تو بسپارم .
مردکوچک مامان


شیرین کاریهای جدید
